• تاریخ : ۲۲ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : زبان

گروه آموزش زبان های خارجی کاردوآنلاین تحت نظر مستقیم استاد مرتضی گیتی شروع به برگزاری قوی ترین دوره ی آموزش مکالمه ی زبان English به صورت خصوصی و گروهی نموده هست. در این دوره ی آموزشی که در قالب شصت جلسه ی یک ساعت و نیمه برگزار خواهد شد، با تمرکز بر روی مهارت گفتاری شما و با استفاده ی ترکیبی از بهترین روش های آموزش زبان English در کمترین زمان ممکن بیشترین نتیجه حاصل خواهد شد.

ویدئوهای معرفی قوی ترین دوره ی آموزش مکالمه ی زبان English

  • دانلود رایگان قسمت اول

download button

سخنان استاد مرتضی گیتی در مورد دوره ی خصوصی مکالمه زبان English

در این قسمت از سایت کاردوآنلاین، قسمتی از سخنان استاد مرتضی گیتی را در رابطه دوره ی خصوصی مکالمه زبان English در شیراز به شما تقدیم می کنیم.

آیا شما کلمه به کلمه حرف می زنید یا Chunk به Chunk؟

یکی از موردهایی که میتوانه خیلی به بهتر صحبت کردنتون هم از نظر Fluency و هم Accuracy کمک کند یادگیری و تمرین چیزی هست که ما بهش می گیم Chunk. در واقع، عبارت هایی که بخشی از آنها ترجیحاً فیکس و بخشی از آنها متغیر هستند و شما می توانید با داشتن قسمت فیکس و درج کردن قسمت های متغیر متعددی جملات بی نهایت بسازید. جملاتی که نیازی به فکر کردن زیاد ندارند و از نظر گرامر صحیح هستند. اغلب دیدیم کسایی رو که خیلی تند تند و قشنگ و البته صحیح صحبت می کنند. راز موفقیت این افراد این نیست که زیاد کلمه بلد هستند و یا اینکه خیلی گرامر خواندند. راز اصلی موفقیت این افراد اینه که Chunk های زیادی را توی دستشون دارند و می توانند در کسری از ثانیه و با یه لحظه فکر کردن جملات پشت سر هم و تند تند به شما تحویل بدند. برای مثال، من اگر بخوام به English بگم:

  • “ای کاش می توانستم پرواز کنم.”
  • “ای کاش می توانستم به تو کمک کنم.”
  • “ای کاش می توانستم با تو بیام.”

همه ی این جملات یه قسمت فیکس دارند و اون هم “ای کاش می توانستم” هست. پس من می توانم همه ی این جملات رو بشکنم به یه قسمت فیکس که برای گفتنش نیازی به فکر کردن در مورد گرامر ندارم و البته یه قسمت متغیر که با تغییر دادنش می توانم تعداد بی نهایت جمله ی مشابه بسازم. من اگر به شما بگم قسمت فیکس همه ی این جملات به English I wish I could هست، شما می توانید بدون فکر کردن به قسمت فیکس ش تنها قسمت متغیر رو تغییر بدید و برای من جمله های جدید بسازید. حالا تصور کنید هزاران هزار از این نوع عبارت های رو بلدید، حتما می توانید تصور کنید که چه تغییری توی حرف زدنتون از نظر سرعت و دقت اتفاق میفته.

به زبان گوش بدید! زبان رو با گوش یاد میگیرند نه با چشم! چشم رو بذارید کنار و روی گوش کردن تمزکز کنید!

موضوع بعدی که دوست دارم بهش بپردازم اهمیت گوش کردن به زبان English هست، چیزی که امروزه خیلی کم رنگ شده و بیشتر افراد سعی می کنند با چشم زبان English را یاد بگیرند. اگر از تمامی کسانی که توانسته اند بیش از چندین زبان را یاد بگیریند بپرسید، خواهید دید که وجه مشترک خیلی از آنها اینه که زبان ها را با گوش یاد گرفتند و نه با چشم. در واقع داشتن Listening Exposure به مراتب مهم تر از Reading Exposure هست. دقت کردید که یه کودک قبل از اینکه به مدرسه بره و با شکل نوشتاری یک زبان آشنا بشه به راحتی می توانه به اون زبان صحبت کنه؟ تا حالا از خودتون بپرسید که چرا؟ آیا این کودک کلمه حفظ کرده؟ گرامر مطالعه کرده؟ آیا مادر این کودک نشسته و باهاش زمان حال ساده و استمراری و … را کار کرده؟ نه. در واقع این کودک Listening Exposure داشته. به عبارت دیگر، این کودک با قرار گرفتن در معرض زبان ذره ذره درک کرده که سیستم این زبان چگونه کار می کنه و پس از دو سال شروع به تولید جملات ساده کرده. البته جملاتی که از لحاظ تلفظ و گرامر احتمالاً دچار مشکلاتی هستند. ولی به دلیل دلگرمی و تشویقی که از سمت اطرافیان دریافت کرده به کار خود ادامه داده و ذره ذره توانسته با دریافت ورودی بیشتر و تولید خروجی و البته تعامل با افراد دیگر (Interaction که در پایین در موردش صحبت می کنم) توانایی خودش رو بهبود ببخشه.

متاسفانه، علی رغم ساده بودن تمام واقعیت هایی که برای تک تک در یادگیری زبان فارسی اتفاق افتاده، کمتر کسی به این اتفاقات در یادگیری یک زبان دیگر دقت می کنه.

از اشتباه کردن در یادگیری زبان English نترسید. کدوم راننده ی خوبی تا حالا تصادف نکرده!

در یادگیری هر مهارتی، اشتباه کردن بخش غیرقابل اجتناب هست. برای مثال، در رانندگی که یک مهارت هست و یا در شنا کردن و دوچرخه سواری. میتوانم باهاتون شرط ببندم که همه ی کسانی که رانندگی خوبی دارند یه روزی در گذشته تصادف کردند و یا ماشین زیر پاشون خاموش شده. شرط می بندم تمام کسانی که شناگر حرفه ای هستند یه روزی از آب می ترسیدند و توی شنا کردن آب میخوردند. و حتی شرط می بندم تمامی کسانی که میتوانند دوچرخه سواری کنند یه روزی با دوچرخه زمین خوردند تا نهایتا توانستند دوچرخه سواری کنند.

اشتباه کردن در کسب هر مهارتی اجتناب ناپذیر هست. هیچکس نمی توانه ادعا کنه که به راحتی می توانه English صحبت کنه ولی یه روزی در گذشته توی حرف زدنش اشتباه نداشته: چه تلفظی چه گرامری و … نگاه ما به اشتباه کردن نباید بازدارنده باشه. نباید از اشتباه کردن بترسیم. در واقع باید به این فکر کنیم که تا اشتباه نکنیم از آستانه ی اشتباهمون عبور نمی کنیم و به نقطه ای که بتوانیم بدون اشتباه کردن صحبت کنیم نمیرسیم.

متاسفانه، این موضوع نیز فراموش شده هست و دید بسیاری از مدرسین و زبان آموزان به اشتباه کردن بسیار منفی هست. به طوری که یک زبان آموز با ارتکاب یک اشتباه ساده چنان توسط معلم مورد حلمه قرار می گیره که بسیار احساس بدی به زبان پیدا میکنه و دیگه نه کلاس رو ادامه میده و نه جرئت میکنه کلمه ای به English حرف بزنه. سعی کنید دید خودتون رو به اشتباه کردن تغییر بدید و نگاه مثبتی بهش داشته باشید.

گرامر رو مطالعه نکنید! به خودتون ظلم نکنید! بذارید مغز شما به صورت طبیعی گرامر رو Pick Up کنه.

بهتون قول میدم که هیچ کدوم از ما قبل از رفتن به مدرسه نمیدونستیم زمان ماضی و مضارع و مضارع التزامی و … چیه. با این وجود، به راحتی می توانستیم فارسی صحبت کنیم. چرا؟ تنها دلیلی که وجود داره اینه که ما در معرض (Exposure) زبان English قرار داشتیم و ورودی قابل فهم (Comprehensible Input که یه اصل بسیار مهم در یادگیری زبان English هست) دریافت کرده ایم. در واقع، ما به مغزمون اجازه دادیم که خودش وارد عمل بشه و به صورت طبیعی ساختار جمله ها رو یاد بگیره و درک بکنه که زبان فارسی چگونه داره کار میکنه. به این اتفاق و این کاری که مغز انجام میده Pick Up کردن می گن.

بر اساس حرف کسانی که بیش از چند زبان رو مطالعه کردند (که بهشون Polyglot می گن) هر زبان یک Code داره. اگر بخوایم یک زبان رو یاد بگیریم باید اجازه بدیم که مغز ما Code اون زبان رو بشکنه و درک کنه که جلمات چگونه ساخته می شن.

سعی کنید غیرطبیعی عمل نکنید. گرامر رو به روش سنتی مطالعه نکنید. مگر تا قبل از شش سالگی کسی به شما گرامر فارسی آموزش داد که می توانستید فارسی حرف بزنید و بفهمید و فیلم ببینید و … پس چرا زمانی می خواین یک زبان دیگر رو کار کنید به سمت مطالعه ی گرامر میرید و کاملاً دوران کودکی خودتون و اتفاق هایی که توی یادگیری فارسی براتون افتاد رو فراموش می کنید؟

کلمات رو حفظ نکنید! کلمات رو کد نکنید! با کلمات در Context ی معنادار برخورد کنید.

یکی از اشتباهات رایج همه ی کسانی که توی زبان نتوانستند موفق بشند اینه که فکر می کنند زبان لزوماً یعنی کلمه حفظ کردن. یعنی هر کسی که کلمه بیشتر بدونه بهتر می توانه حرف بزنه یا English ش بهتره. یعنی اگر محمد از علی صد تا کلمه بیشتر بلد باشه یعنی اندازه ی صد واحد از اون بهتر حرف می زنه. هیچکس منکر اهمیت نقش کلمه در یادگیری یک زبان نیست ولی نمیشه گفت صحبت کردن به یک زبان تنها و تنها با حفظ کردن کلمه میسر میشه. البته اینو هم بگم که من روی همین قضیه ی حفظ کردن کلمه هم حرف دارم. روش های اشتباهی از قبیل Rote Learning که شما کلمه ی English رو سمت چپ یک کاغذ می نویسید و معنی فارسی رو سمت راستش و بعد دست میذارید روی کلمه ی و سعی می کنید معنی ش رو بگید. یا مثلاً روش جی ۵ یا جعبه ی لاینتر و یا حتی روشی که اخیراً باب شده و کلمه ها رو کد می کنند. همه ی این روش ها غیرطبیعی هستند. کدوم یکی از ما ها فارسی رو اینجوری یاد گرفتیم؟ این روش ها تنها به درد کنکور می خورند و برای تست های چهار جوابی و به هیچ وجه به درد صحبت کردن و حتی فهمیدن یک فایل صوتی ساده هم نمی خورند.

سیکل فراموش کردن و به یاد آوردن کلمات از نظر آقای Paul Nobel

آقای Paul Nobel که یک چند زبانه ی بسیار موفق هست میگه باید یک کلمه رو فراموش کنید تا باید بگیرید. در واقع یک کلمه رو فراموش کنید و دوباره باهاش برخورد کنید و به یادش بیارید. بعد از مدتی دوباره فراموش کنید و دوباره باهاش توی یک متن یا صوت روبرو بشید و دوباره به یاد بیارید و این سیکل اینقدر تکرار بشه تا یک کلمه رو یاد بگیرید.

اهمیت استفاده از دانش زبان آموز در فارسی برای آموزش زبان English

دقت کردید توی ریاضیات قبل از اینکه بهمون جذر رو باید بدون چی یاد دادن؟ توان رو. قبل از توان؟ ضرب رو. قبل از ضرب؟ احتمالاً جمع کردن رو. دوستان، آموزش زبان به معنی انتقال دادن دانسته های خودتون به یک شخص دیگه نیست. اگر اینجوری بود که سایت Wikipedia بهترن معلم بود. چون همه چیز رو میدونه و بلده و میتوانه انتقال بده. آموزش زبان یعنی توانایی که دارید رو به کس دیگه ای هم منتقل کنید تا اونم بتوانه به طور مستقل از شما اون مهارت شما رو استفاده کنه. دقیقاً شبیه زمانی که رانندگی یاد گرفتید و یک راننده ی دیگه به شما رانندگی رو طوری آموزش داد که بدون اون شخص بتوانید رانندگی کنید.

نکته ی مهم تر اینکه همیشه می شه از چیزی که از قبل بلد هستید استفاده کنید برای یادگیری یک چیز جدید. نه اینکه می شه اینکار رو کرد. بلکه باید همیشه این کار رو کرد. اون کسی زیرک هست که از چیزی که تا حالا جمع آوری کرده برای یادگیری یک چیز دیگه استفاده کنید. مثل کسی که دوچرخه سواری رو بلده و الان میره سراغ موتور سواری و از هر چیزی که توی دوچرخه سواری بلد بوده برای یادگیری موتور سواری هم استفاده می کنه.

شما به عنوان یک بزرگسال، می توانید از دانش زبان فارسی خودتون برای یادگیری زبان English استفاده کنید. چیزی که امروزه تحت عنوان English از طریق فارسی (ETP: English Through Persian) معرفی شده. این روش می توانه از دانش شما در زبان فارسی استفاده کنه تا بتوانید یک زبان دیگه مثل English رو بهتر یاد بگیرید.

اهمیت نظریه ی ورودی قابل فهم (Comprehensible Input)

ورودی قابل فهم (Comprehensible Input) یکی از مهم ترین نظریه های آموزش زبان English هست. منظور از قابل فهم بودن اینه که یک ذره از توانایی فعلی ما در زبان بیشتر باشه. مثلاً  اگر سطح ما در زبان L هست، اون ورودی در سطح L+1 باشه. این نظریه میگه اگر این چنین ورودی دریافت کردیم به مرور اون زبان مورد نظر رو یاد میگیریم. حالا من از شما می پرسم: تا حالا چند ساعت ورودی قابل فهم از طریق گوش کردن داشتید؟

استفاده از این تئوری توسط آقای A J Hoge در مجموعه ی Effortless English

آقای A J Hoge که من خیلی زیاد باهاشون توی اسکایپ صحبت کردم بر اساس همین نظریه مجموعه ی Effortless English رو ساخته. در نظریه، منظور از ورودی اون چیزی هست که ما گوش میدیم و یا میخوانیم که البته ما بیشتر طرفدار گوش کردن هستیم.

اهمیت Interaction در یادگیری مکالمه ی زبان English

نظریه ی Interactionism بر مبنای تعامل هست. در واقع زبان رو در قالب تعاملات، پرسش و پاسخ ها و … یاد میگیریم. بدون شک حفظ کردن کلمات و گرامر هیچ Interaction ی برای ما فراهم نمی کنند. ما باید بتوانیم در فضایی قرار بگیریم که بتوانیم سوالاتی رو بپرسیم و جواب بگیریم و سوالاتی از ما پرسیده بشه و جواب اونها رو بدیم. این یک اصل بسیار مهم توی یادگیری هست که می توانه دانش ما در گرامر و کلمه رو Activate کنه. علاوه بر این، به مهارت های گفتاری ما نیز کمک بسیار زیادی می کنند.

اهمیت داستن Language Exchange Partner در یادگیری مکالمه ی زبان English

منظور از Language Exchange Partner یعنی کسی که بتوانه با شما مبادله ی زبانی داشته باشه. برای مثال، من که فارسی رو بلدم و میخوان English رو یاد بگیرم، کسی رو پیدا کنه که بخواد فارسی یاد بگیره و English رو خیلی خوب بلد باشه. من به اون توی زبان فارسی کمک کنم و اون توی English به من.

یکی از کارهایی که من دوره های آموزش مکالمه ی زبان English م میکنم اینه که زبان آموزم رو با یک Language Exchange Partner آشنا می کنم تا بتوانه با انگیزه ی بیشتری یادگیری شو ادامه بده.

تکنیک Shadowing در تقویت Fluency و Accuracy شما در English صحبت کردن

یکی از تکنیک های بسیار اساسی در تقویت دقت صحبت کردن و روان صحبت کردن تکنیک سایه زدن (Shadowing) هست. من توی این دوره ی آموزشی یک سبک از سایه زدن رو به شما آموزش می دهم که بتوانید بسیار دقیق تر و روان تر صحبت کنید. در واقع این تمرین به شما کمک می کنه که از Chunk هایی که یاد می گیرید به راحتی در صحبت کردنتون استفاده کنید. بذارید جزییات بیشتر این سبک از سایه زدن رو توی کلاس ها به شما بدم.

منابع مورد استفاده در این دوره ی خصوصی مکالمه زبان English در شیراز

منبع مورد استفاده در این دوره ی آموزشی توسط استاد مرتضی گیتی در سه جلد تنظیم شده هست. این مجموعه ی سه جلدی به عنوان بهترین منبع برای آموزش مکالمه ی زبان English با اصول مورد نظر استاد مرتضی گیتی می باشد. هر جلد از این کتاب از پانزده داستان تشکیل شده هست که در هر داستان بیش از بیست Chunk به همراه چهار مثال (سه جمله و یک Exchange کوتاه) گنجانده شده هست. Chunk های استفاده شده در این داستان از پرکاربردترین آنها هستند.

در واقع، داستان ها Context مورد نیاز برای یادگیری گرامر و Chunk را فراهم می کنند. فایل های صوتی داستان توسط Native ها ضبط شده هست تا برای شما Authentic Exposure را فراهم کنند.

شرکت در دوره ی خصوصی مکالمه زبان English در شیراز

مدت زمان دوره: ۶۰ جلسه ی یک ساعت و بیست دقیقه ای

مدرس دوره: استاد مرتضی گیتی

هزینه ی دوره: ۳,۵۰۰,۰۰۰ تومان (به صورت اقساط)

رزور کردن دوره با وقت قبلی: با شماره تماس ۰۹۱۷۸۱۶۹۹۰۷ تماس حاصل بفرمایید.

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما