• تاریخ : ۱ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : زبان


توسط
admin در تاریخ
۲۰ ژانویه ۲۰۱۸


مقایسه بین idiom , slang و colloquialism در زبان English

اصطلاحات عامیانه و محاوره ای در English

 

از آنجایی که زبان آموزان English ممکن هست هنگام استفاده از کلمات و عبارات مختلف در موقعیت های رسمی و غیررسمی به مشکل برخورد کنند, می خواهیم در این قسمت تفاوت میان اصطلاحات عامیانه  ( colloquialism , idiom , slang ) را بیان کنیم.

بسیار مهم هست بدانید که در شرایط مختلف از چه عباراتی استفاده می کنیم زیرا بر این اساس هست که خواننده یا شنوده شما را قضاوت می کند. هنگامی که می خواهید یک مطلب علمی بنویسید یا در یک مصاحبه کاری شرکت کنید باید مطمئن شوید که از کلمات و عبارات مناسب استفاده کنید که متناسب با موقعیت های رسمی هست. برای مثال در موقعیت های غیررسمی ما از کلمات “um”,”like” ,”yeah”و…زیاد استفاده می کنیم, در حالی که در موقعیت های رسمی مانند مصاحبه های کاری نمی توان از این کلمات استفاده کرد. شما باید قادر باشید که در هر شرایط متناسب با رسمی یا غیررسمی بودن موقعیت, از کلمات مناسب استفاده کنید.

 

 

در این مقاله می خواهیم اصطلاحات عامیانه و روزمره ای که عموما در شرایط غیر رسمی استفاده خواهد شد را بیان کنیم و تفاوت آنها را نیز اشاره کنیم:

 

idiom

idiom عبارتی هست که از چندین کلمه تشکیل شده هست و معنای آن از معنی انفرادی کلماتی که در آن استفاده شده هست متفاوت می باشد. به دلیل آنکه در زبان English از idioms (اصطلاحات) زیادی استفاده شده هست گاهی برای زبان آموزان دشوار هست که بتوانند از این اصطلاحات استدلال مناسبی داشته باشند.به همین دلیل به خاطر سپردن برخی از این اصطلاحات می تواند راهکار مناسبی باشد.

به برخی از این مثال ها توجه کنید:

 a piece of cake =  easy to do

به معنای کاری که آسان هست

an arm and a leg = very costly

بسیار گران

at the drop of a hat = instantly

فورا

bite off more than you can chew = take on a task that is too big to complete

لقمه را بزرگتر از دهان برداشتن , بیش از توانایی خود کاری را به عهده گرفتن

cut corners = when something is done badly to save money

ماست مالی کردن , سروته کاری را بهم آوردن

get it = understand something

چیزی را متوجه شدن 

hit the road = to leave

ترک کردن, راهی سفر شدن

shoot the breeze = make relaxed, casual conversation

گپ زدن

?what for? = why

چرا؟

 

colloquialism  

colloquialism عبارت یا واژه عامیانه ای هست که در موقعیت های غیررسمی به کار برده خواهد شد. colloquialism در مکالمات عامیانه و روزمره بسیار پرکاربرد هست اما در موقعیت های رسمی مانند نوشتن مقالات علمی و آموزشی کاربردی ندارد.

مثال:

ain’t = is not , are not

wanna = want to

gonna = going to

Y’all = you all

be blue = to be sad

غمگین بودن

buzz off = go away

بزن به چاک

bamboozle= to deceive

فریب دادن, گول زدن

 

slang

به جمله زیر توجه کنید:

Hey guys, let’s learn about slang and other cool stuff like that! It will be awesome, trust me. This section is off the hook

همانطور که مشاهده می کنید از اصطلاحات غیررسمی زیادی در این مثال استفاده شده هست که ممکن هست بعضی از آنها برای زبان آموزان قابل فهم نباشد

slangs به اصطلاحاتی گفته خواهد شد که بسیار غیررسمی و عامیانه بوده و معمولا در میان گروه های خاصی مانند جوانان و یا خلافکاران رواج دارد. اسلنگ ها می توانند یک یا چند کلمه باشند و در موقعیت های رسمی کاربرد ندارند. در زبان English چندین هزار slang وجود دارد.

به برخی از مهم ترین آنها توجه کنید:

 

awesome = great, wonderful, amazing

عالی  , فوق العاده

chicken = a cowardly person 

شخص ترسو

chill = relax 

خونسرد بودن

fam = family 

خانواده

guts = courage 

جرات

jack = to steal 

سرقت کردن

plastic = credit card 

کارت اعتباری

sick = cool, awesome 

فوق العاده , خیلی خوب

  check it out, check this out = look at, watch, examine

نگاه کردن , بررسی کردن , چک کردن

screw up = make a mistake

اشتباه کردن

 

 

 

هنگامی که یک اصطلاح (idiom) را متوجه نمی شویم, چکار کنیم؟

این مشکلی هست که خیلی از زبان آموزان عزیز با آن مواجه هستند و در برخی از مواقع باعث سردرگمی آنها خواهد شد.

در اینجا چند پیشنهاد وجود دارد که با عمل کردن به آن ممکن هست بسیاری از این مشکلات برطرف شود.

 

۱-Definition or explanation clue

 تعریف یا نشانه های تفسیر: یک اصطلاح ممکن هست بلافاصله بعد از اینکه آورده شد, توضیح داده شود.

I felt like I was sitting on pins and needles I was so nervous

 

۲-Restatement or synonym clues

بازگویی یا نشانه های مترادف: یک اصطلاح ممکن هست بازگویی یا به زبان ساده تر بیان شود.

The young girl felt as though she had been sent to the dog house when her mother punished her for fighting in school

 

۳-Contrast or Antonym clues

نشانه های تضاد: معنای یک اصطلاح همچنین ممکن هست با یک عبارت متضاد در نزدیکی آن مشخص شود.

tom thought the 5k marathon would be a piece of cake, but it turned out to be very difficult

 

 

 

 

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما